مسجد و جايگاه ويژه آن در اسلام بخش پنجم

نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 آرا)

در آنجا تربتي است گويا معدن مغناطيس كه افراد عاشق را كه قابل جذبند مانندذرات كوچك آهن بسوي خود جذب مي‏كند، آنجا مضجع مقدس سرباز فداكاري است كه رؤسا جمهور و پادشاهان، قبل از اينكه رسم سرباز گمنام و نهادن دسته گل معمول گردد، عصاره گل، بهترين عطر را آوردند و بوسيدند و بوئيدند و پاشيدند و آرزوي اين كردند كه كاش در برابرش جنگيده و اسلام را ياري ميكردند و كشته مي‏شدند....»
تلاقي‏«دين‏»و«هنر»در بناي مساجد
مسلمين، خود را نسبت‏به ارزش‏هاي مجسم شده در وجود ائمه، اينگونه وظيفه مند احساس كرده و از اولياء الله و بندگان خوب خداوند، تجليل و تكريم مي‏كنند، چرا كه تعظيم اين شعائر و تجليل از اين والا مردان و پيشوايان و شهيدان، گراميداشت‏حق و فضيلت و صدق و راستي است و تكريم عدل و آزادي و شرف و انسانيت...و چه كسي شايسته‏تر از آنان، براي نثار عاشقانه‏ترين و صادقانه‏ترين اخلاص‏ها و تواضع‏ها و تكريم‏ها؟!
در مورد خدا و خانه خدا نيز چنين است و پاك‏ترين احساس‏ها و زيباترين ايثارها نثار بارگاه او مي‏شود.
ما با اين واقعيت روبرو هستيم كه هنر توسط مسلمين، در بناهاي مقدس مساجد تا اندازه گسترده و عميقي جا گرفته و به كار رفته است و ذوق‏ها و خلاقيت‏ها در جهت رونق بخشيدن به مساجد، استخدام شده است.
بالاخره مساجد، خانه خدا است (و ان المساجد لله بنا بر يكي از تفاسير) و حديث امام صادق _ عليه السلام _ در اين باره گذشت.بنابراين، تا وقتي كه آباد ساختن و حلال بخشيدن به معبد مسلمين و مسجد اسلام، به روح توحيد و توجه به خدا ضرر نزند، نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه تشويق هم شده است.
و از همينجاست كه مساجد، محل تلاقي هنر و مذهب و ميعادگاه بروز اين دو عنصر مي‏باشد.
در مورد نقش ايمان و احساس مذهبي و نثار زيبائي‏ها به آستان خداونددر بناي مساجد، به اين نقل توجه كنيد:
«....معمار مسلمان در روزگاران گذشته هر زيبائي را كه در اطراف خويش مي‏ديد، آنرا در خور عظمت و جلال خدا مي‏يافت.سعي مي‏كرد تا به هنگام فرصت، براي آن در مسجد، جائي باز كند.در بناي بسياري از مساجد، هنرهاي مختلف به هم در آميخته است. معماري، در توازن اجزاء كوشيده است نقاشي به نقوش و الوان كاشيها توجه كرده است، و خوش‏نويسي، الواح و كتيبه‏ها را جلوه بخشيده است، شعر، موعظه‏ها و ماده تاريخ‏ها را عرضه داشته است و موسيقي هم براي آنكه از ديگر هنرها باز نماند، در صداي مؤذن و بانگ قاري و واعظ، مجال جلوه‏گري يافته است.حتي صنعت‏هاي دستي هم براي تكميل و تزئين اين مجموعه الهي به ميدان آمده‏اند.فرش‏هاي عالي، پرده‏هاي گرانبها، قنديل‏هاي عظيم و درخشان، منبت كاري‏ها و مليله دوزي‏ها در تكميل زيبائي و عظمت مسجد، نقش خود را ادا كرده.بدين گونه مظاهر گوناگون فرهنگ و هنر اسلامي در طي قرن‏هاي دراز، چنان در بناي مسجد، مجال ظهور يافته است كه امروز، يك مورخ دقيق روشن بين مي‏تواند تنها از مطالعه در مساجد، تصوير روشني از تمدن و تاريخ اقوام مسلمان عالم را پيش چشم خويش مجسم كند. در طول نسلها و قرون، در فاصله آفاق مختلف، هنر اسلامي ملجائي پاكتر و نمايشگاهي امن‏تر از مسجد نداشته است و اشتراك مساعي اقوام و امم مختلف اسلامي در تكميل و تزئين مساجد، با وجود حفظ خاصيت‏هاي ملي و محلي، نوعي بي تعلقي را در معماري اسلامي سبب شده است كه البته با تمدن و فرهنگ پر تسامح اسلامي مناسبت تمام دارد و به هر حال، از مفاخر معنوي مسلمين بشمار است.البته غير از مساجد، ابنيه و آثار بسيار از تمدن اسلامي مانده است....»
با توجه به آنچه قبلا نسبت‏به سادگي مساجد گفتيم و اينكه مساجد، موزه و نمايشگاه نيست، شايد اين سؤال به ذهن بيايد كه مركزيت مسجد براي پرستش بي پيرايه خداوند، چگونه با اين هنر آفريني‏ها توافق دارد؟
بايد گفت:عبادت، تجسم عملي عقيده است، نماز هم همينطور.نماز كه شعاري از شعائر دين است، نمودار خارجي عقيده دروني به اسلام و بندگي خدا است.بنابر اين مساجد كه محل عبادت است، از عمق نهاد دين سرچشمه مي‏گيرد و اسلوب كلي آن بايد با متن مكتب، ناهمگون نباشد.
بي جهت نيست كه مسجد، «خانه خدا»بحساب آمده است.و بي سبب نيست كه ساختن و آباد كردن‏«مساجد خدا»، كار كساني شمرده شده كه به خدا و روز قيامت، باور داشته و عمل صالح كنند انما يعمر مساجد الله...توبه-18) پس مسجد، به متن مذهب و عقيده مرتبط است.
در واقع، اين اسلام نبود كه دعوت به تزئين مساجد و ساختن بناهاي مرتفع و معماري‏هاي شگفت و پر شكوه بنام مسجد كرد.چرا كه با توجه به فلسفه وجودي مسجد (خانه خدا، خانه عبادت و...) شكل مسجد اسلامي روشن است.
بلكه اين هنر بود كه مسجد را بعنوان ظرفي مناسب و زمينه‏اي مستعد براي بروز و تجلي و نمود پيدا كردن يافت.
و اين هنرمندان بودند كه روح تفاهم آميز مكتب را، در رابطه با هنر متعهد شناختند و به استقبال آن رفتند.
معماري مسجد
آنچه از مطالب گذشته بدست مي‏آيد، اينستكه مسجد در اسلام، بر مبناي سادگي و دوري از تجمل و تزئين استوار است و عظمت آن در سادگي است.درست است كه مساجد، سنگ زير بناي تمدن مسلمين است و با آئين جديد اسلام، همراه و هم جهت پديد آمده و شكل گرفته است، لكن تمدن مسلمين هم ويژگيهائي داشته و دارد كه به برخي از آنها در بحث‏«مدنيت و معنويت‏»اشاره شد. اين خصوصيات، در كيفيت و سبك ساختن مساجد هم اثر گذاشته است.
بعنوان مثال، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف است.مسجد پيامبر در آغاز چنين بود و بعدا بخاطر مقابله با ريزش باران يا تابش خورشيد، بر سر و روي نماز گزاران، سايه باني از شاخ و برگ نخل زدند.
بعضي از فقهاء، در بيان حكمت اين استحباب گفته‏اند:از جمله اسباب قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعي بين نمازگزار و آسمان است.
گر چه بين خدا و بنده، هيچ چيزي حائل نيست و خداوند همه جا حضور دارد، ولي طبيعي است كه عبادت و دعا در زير آسمان، با دعاي در زير سقف فرق دارد و در فضاي باز و زير آسمان، انسان احساس قرب و معنويت‏بيشتري ميكند.
آنچه كه در ابتدا معمول بوده، داشتن حداكثر سايه بان و داربست مانندي همچون يك كپر يا خيمه بوده است و در زمان خلفاي بني اميه و بني عباس، سقفهاي تزيين شده پيدا شد، چيزي كه مورد كراهت ائمه بود و اشاره مي‏كردند كه:اگر قائم ما قيام كند اينگونه مساجد را از بين مي‏برد و در برخي از احاديث، بعنوان نكوهش از كار افراد دوره آخر الزمان و بيان اوصاف آن عصر، آمده است كه:خانه‏ها مي‏سازند و قصرهاي محكم بر پاي مي‏دارند و مساجد را آرايش مي‏دهند: (يبنون الدور و يشيدون القصور و يزخرفون المساجد)
آنچه كه در اينگونه احاديث، با تعبير«زخرف‏»بيان شده، منظور، تزئين به طلا و جواهرات است، نه هر تزيين ديگر.
از جمله مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با ديوار و سقف مسجد است.چرا كه مناره براي آن بوده كه مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگويد.بطور طبيعي بلند بودن مناره، با توجه به وضع خانه‏هاي آن روز-و امروز هم-موجب اشراف داشتن بر خانه‏هاي اطراف و در نتيجه، سلب امنيت و آسايش از همسايگان مسجد مي‏شده است و با بالاي ديوار و مناره رفتن، مردم در خانه‏هاي خود تامين نداشته و ندارند.
به يك نقل، توجه كنيد: «از جمله مكروهات، بالا بودن مناره از سطح مسجد است، زيرا بخاطر اشراف مؤذن‏ها به خانه‏هاي همسايگان، موجب اذيت اهل خانه مي‏شوند...»
آنچه روشن است اينكه مساجد اسلامي در آغاز، فاقد چيزي بنام مناره بوده و احداث آن، يك پديده ثانوي است و به صورت مرتفع و بر افراشته، كه از دور نمايان باشد، از جاي ديگر اقتباس شده است.
«مناره از بناي آتش پرستان است كه در بالاي آن، آتش مي‏افراختند، تا اهل شهر درخشش آنرا بنگرند و پرستش نمايند.سپس آن مكان را مسلمين براي اذان گفتن اختصاص دادند و نظير آنرا در مساجد ساختند.» بنا به نقلي ديگر:«در زمان پيامبر، مناره نبود و اذان بر بام مساجد گفته مي‏شد.حتي قبل از آنكه مسجد ساخته شود، اذان توسط بلال حبشي، بر پشت‏بام بلندترين ساختمان گفته مي‏شد.بعدا براي مسجد و اذان، مناره ساخته شد.»

خواندن 1650 بار

لطفاً این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

عضویت در خبرنامه

تماس با ما

  • قاسمپور 0060167933913
  • greatmemar@yahoo.com
  • فرم تماس با ما
  • آیدی یاهو: greatmemar آیدی اسکایپ: greatmemar8570