خيابان معنا و مكان

نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 آرا)

خیابان یکی از فضاهای شهری است که تاریخی به قدمت شهرها دارد و سرنوشت آن با فراز و نشیب های بسیاری همراه بوده است.
 خیابان، محل اصلی تفریح و گشتوگذار عابران است زیرا کنارههای آن زنجیره ای از نمایشهای کوچک صحنه های روزمره را عرضه میکنند. مغازه های کوچک که درون هر یک از آنها صحنهای خاص در ساعات مختلف روز در جریان است؛

ورودی ادارات و فروشگاهها و مراکز خدماتی و مساجد و غیره، با فضاهای ویژه رفتو آمدهای خاص آنها، تقاطعها و گره های شهری (میدانها و چهارراه ها)، نقاط ویژای چون کیوسکهای فروش جراید و سایر کیوسکهای فروش موادغذایی که به شکل ثابت یا متحرک هریک به گرد خود فضایی موقت یا دائما پر ازدحام را میسازند. همه این صحنه ها، قدم زدن در شهر را به شرکت در نمایشی دائم بدل می کند که میتواند برای هر رهگذری به خودیخود تماشایی باشد. بزرگ ترین تفریح همه جهانگردان عالم، خیابان پیمایی است و همین نکته است که منتقدی چون جین جاکوپز را به تحسین از حیات خیابان و سرشادی و زندگی آن وا می دارد.
خیابانها عرصه ای برای بیان شهری نیز به حساب میآیند. مردمان شهری احساسهای جمعی چون شادی، غم و خشم خود را بیش از هر کجا در "زبان خیابان" به بیان درمی آورند: خیابان محل برپایی جشنهایی است که گاه همچون جشنوارههای برزیلی هفته ها به طول میانجامد، جشنواره های جدید در شهرهای مدرن همچون جشنواره های موسیقی در لندن و نیویورک گویای تمایل با بازگشت به این کارکرد قدیمی خیابان هستند، برگزاری مراسم عزاداری به ویژه عزاداریهای ملی (نمونه  چنین مراسمهایی در ایران را میتوان در دسته جات عزاداری که در دهه محرم در خیابانها شکل میگیرد مشاهده نمود) تصویری گویا از کارکرد خیابان عرضه میکنند. تشییع جنازه شخصیتهای بزرگ، رهبران سیاسی یا هنرمندان بسیار مردمی، صحنههای پرشوری را در خیابان ها بهوجود می آورد.
خیابان همچنین همواره محلی برای مشاغل کوچک و شکننده بوده است. نوازندگان دورهگرد، بازیگران، دست فروشان، فالگیران، در کنار گدایان، ولگردان، کودکان خیابانی و ... از قدیمیترین ایام تا امروز ساکنان همیشگی خیابانها در تمام شهرهای جهان بوده اند و بر این گروه باید تعداد هرچه بیشتری از مردمان بی خانمان را چه در کشورهای فقیر و چه در کشورهای توسعه یافته که خیابان محل سکونت همیشگی شان است، افزود.

• معماری در اصل طراحی فضاهای داخلی است، هنر سازمان دهی فضای داخلی.
• مسؤولیت و وظیفهای که معماری فارغ از عملکرد، ساختار و حتی مصالح دارد، این است که فضا را به سمت هنر سوق دهد.
• چیزی که فکر میکنم همچون یک ریسمان در تمام کارهای من امتداد دارد، علاقه پرشور من به فضای جمعی است، فضایی که با قدم زدن در درون آن درک میشود.
• تفاوتی ندارد که چند ساختمان بنا کرده باشید، کیفیت به مقدار بستگی ندارد. کیفیت کار تنها به این بستگی دارد که برای تحت تأثیر قرار دادن و دگرگون کردن فرهنگ ریسک کرده باشید. منتها بایستی توجه داشته باشید که در ساختمانسازی و در اینکه یک ساختمان عجیب یا یک ساختمان اصیل بسازید، ریسکی وجود ندارد. باید همانند معماران بزرگ تاریخ دست به ریسکهای واقعی بزنید. به نظر من یک معمار وقتی میتواند خودش را برای این کار آماده کند که سه شرط داشته باشد: اول باید دانش کاملی از تاریخ معماری داشته باشد، دوم با تسلط بر مصالح و شکل پرورش یافته باشد و آخر اینکه باید در هنرها و ایده¬های روز فردی مطلع و دست اندرکار باشد.
• باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار میتواند. تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمانها و تجربه فضای آنهاست.
• فضا را نمیتوان به قالب عکس درآورد، زیرا عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. همچنین فضای معماری نمی تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. با اینکه متن میتواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمیتواند جایگزین خود آن تجربه شود.
• اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازه کاغذهای چاپشده حقیر و سطحی خواهد بود.
• از آنجایی که فضا را شکل و ماده بوجود می آورد، معمار باید حس خود را از شکل بدون توجه به هیچ نظام اخلاقی تاریخی و یا روشنفکرانه، پرورش دهد.
• هر معمار باید کمی انقلابی باشد. نسخه برداری از روی ساختمانهای قدیمی به هیچ گونه تلاش و خطرپذیری احتیاج ندارد. باید این جرأت را داشته باشید که بر خلاف عادت عمل کنید.
• ما هرگز خودمان را تکرار نمیکنیم، بلکه دوست داریم برخلاف میل، احساس و طبیعتمان عمل کنیم.
• تنها گناه و معصیت اصلی در طراحی ساختمان، ملالت آور و خستهکننده بودن آن است.
• با اینکه مهارتهای فنی هنرمندانه تضمین کننده توفیق معماری نیست، اما هیچ دگرگونی فضایی بااهمیتی نیز بدون آنها میسر نیست. هیچ وقت فراموش نکنید که گرچه یک تکنسین یک معمار نیست، ولی یک معمار همیشه یک تکنسین است.
• کمک بزرگ پستمدرنیست ها و دیکانستراکتیویستها به معماری امروز، آزاد کردن جستجو در شکل و ماده فارغ از محدودیت هایی بوده است که عادات و اعتقادات کاذب بوجود می آورند.
• ظاهر و سیمای ساختمان بایستی فینفسه این قابلیت را داشته باشد که موجودیت خویش را در محلی که در آن قرار گرفته است، به رخ بیننده بکشد.
• ساختمانها نتیجه چانه زدنها، معامله کردنها، مشاجره کردنها، پرخاش کردنها و مقداری فریادزدن و نعره زدن با کارفرماهای متمرد، پیمانکاران، کارگرها، تکنسین ها، نجارها و سنگکارهاست. خشم تمامیت معمارهاست.
• یک ساختمان خوب بیشتر نتیجه یک کارفرمای خوب و یک پیمانکار خوب است تا یک معمار خوب.
• هیچ وقت یک معمار حرفهای تمام عیار نشوید، مگر آنکه نتوانید از آن دوری کنید. اگر با یک اشتیاق عاشقانه مجبور به این کار نباشید، هیچ وقت پول دار نخواهید شد و به پریشانی خواهید افتاد.

Iransoal.com

خواندن 420 بار

لطفاً این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

عضویت در خبرنامه

تماس با ما

  • قاسمپور 0060167933913
  • greatmemar@yahoo.com
  • فرم تماس با ما
  • آیدی یاهو: greatmemar آیدی اسکایپ: greatmemar8570